تبليغاتX
عشق و علاقه
bivafa va man
من منتظرت شدم ولي در نزدي

بر زخم دلم گل معطر نزدي

گفتي كه اگر شود مي آيم اما

مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي


 

 

هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم





 

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد.

 

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 



 


 

آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

 


 



 

مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم

 

سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم

 



 

تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود

 

تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی

 


 

 

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

 


 

من برنده ام ... چون نجواهایم را به ترانه های ماندگار تبدیل می کنم.

 

دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

 

اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.

 

آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.

 

درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.

 

باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را  با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد.

 

جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.

 



 

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن

 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

 


 

نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود


 



 


 

هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟


اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

 



 

عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني

 



 

نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ، نمي توانم از تو

بگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان

که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي

 


 

 

من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 21:55  توسط امید  | 

می کنم
 

گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم


گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در


گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنمnaghmee

ببخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند .



مرد بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید. آدرس ایمیل تان را بدهید تا فرم های استخدام را برای شما ارسال کنم.مرد جواب داد : متاسفانه من کامپیوتر شخصی و ایمیل ندارم.رئیس گفت امروزه کسی که ایمیل ندارد وجود خارجی ندارد و چنین کسی نیازی هم به شغل ندارد.

مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه انداخت.

او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت مایکروسافت بودم

بعد مدتها باهات تنها شدم و چون تو را تنها همراز و همدل و مونس خودم

ديدم خواستم حرفامو باهات بزنم . نميدونم از کجا شروع کنم و اينو ميدونم

که تو نگفته همه چيزهايي را که من ميخوام بهت بگم ميدوني . بگذاراول

خوب نگات کنم . نگاهم و سکوتم در آسماني که به دنبال توست به پرواز

حس درمياد . خيلي جالبه که ما آدما وقتي به آسمون نگاه ميکنيم

بيشتر تو را لمس ميکنيم .انگار يک جايي توي آسمون نشستي و داري ما

را نظاره ميکني . خدايا ميدونم وقتي به بن بست ميرسم باهات تنها

ميشم و حرف ميزنم و ازت راهنمايي ميخوام و باهات درد دل ميکنم و دعا ميکنم

تاکارم راه بيفته . تو که ديگه اخلاق آدمات را ميدوني . خدايا کاش

وقتي در اوج شادي هم هستيم تو را ياد ميکرديم و دو رکعی نماز شکر

ميخونديم که سپاسگزار لطف و کرم تو باشيم .

خدايا دست مارا بگير و رها مکن حتي اگه خودمون با

بي احتياطي اونو رها کرديم . گاهي مثل بچه ها اين فرشتگان بيگناه و پاک آرزو

ميکنم يک جايي در کنارت مينشستم و از همه مخاطرات و اين تلخي هاي


زندگي رها ميشدم و با عطر دلنواز کرمت و لذت حضورت به آرامش ميرسيدم.


من از پشت غروب می آیم و به آن سوی طلوع خواهم رفت

گوش من میشنود وسعت دریا ها را من به بیداری هر روزه گیتی میفرستم صلوات

من صبورم اما...

به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم

از همه تيرگي تنگ غروب و چراغي که تورا از شب متروک دلم دور کند ، می ترسم

اول و آخر هر نغمه من پر زدن با دو سه پروانه خال خالیست

گر چه سهراب بگوید ،،، بی گمان تنهایم



گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا


گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم


گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام


گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم


گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند


گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم

گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم


گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در


گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم


گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا


گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم


گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام


مرد بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید. آدرس ایمیل تان را بدهید تا فرم های استخدام را برای شما ارسال کنم.مرد جواب داد : متاسفانه من کامپیوتر شخصی و ایمیل ندارم.رئیس گفت امروزه کسی که ایمیل ندارد وجود خارجی ندارد و چنین کسی نیازی هم به شغل ندارد.

مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه انداخت.

او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت مایکروسافت بودم

dar khabe naz bodam shabi didam kasi dar mizanad
dar ra goshodam roye vey didam gham ast dar mizanad
eeeeey 2stane bivafa az gham biyamozid vafaبعد مدتها باهات تنها شدم و چون تو را تنها همراز و همدل و مونس خودم

ديدم خواستم حرفامو باهات بزنم . نميدونم از کجا شروع کنم و اينو ميدونم

که تو نگفته همه چيزهايي را که من ميخوام بهت بگم ميدوني . بگذاراول

خوب نگات کنم . نگاهم و سکوتم در آسماني که به دنبال توست به پرواز

حس درمياد . خيلي جالبه که ما آدما وقتي به آسمون نگاه ميکنيم

بيشتر تو را لمس ميکنيم .انگار يک جايي توي آسمون نشستي و داري ما

را نظاره ميکني . خدايا ميدونم وقتي به بن بست ميرسم باهات تنها

ميشم و حرف ميزنم و ازت راهنمايي ميخوام و باهات درد دل ميکنم و دعا ميکنم

تاکارم راه بيفته . تو که ديگه اخلاق آدمات را ميدوني . خدايا کاش

وقتي در اوج شادي هم هستيم تو را ياد ميکرديم و دو رکعی نماز شکر

ميخونديم که سپاسگزار لطف و کرم تو باشيم .

خدايا دست مارا بگير و رها مکن حتي اگه خودمون با

بي احتياطي اونو رها کرديم . گاهي مثل بچه ها اين فرشتگان بيگناه و پاک آرزو

ميکنم يک جايي در کنارت مينشستم و از همه مخاطرات و اين تلخي هاي


زندگي رها ميشدم و با عطر دلنواز کرمت و لذت حضورت به آرامش ميرسيدم.


من از پشت غروب می آیم و به آن سوی طلوع خواهم رفت

گوش من میشنود وسعت دریا ها را من به بیداری هر روزه گیتی میفرستم صلوات

من صبورم اما...

به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم

از همه تيرگي تنگ غروب و چراغي که تورا از شب متروک دلم دور کند ، می ترسم

اول و آخر هر نغمه من پر زدن با دو سه پروانه خال خالیست

گر چه سهراب بگوید ،،، بی گمان تنهایم

بعد مدتها باهات تنها شدم و چون تو را تنها همراز و همدل و مونس خودم

ديدم خواستم حرفامو باهات بزنم . نميدونم از کجا شروع کنم و اينو ميدونم

که تو نگفته همه چيزهايي را که من ميخوام بهت بگم ميدوني . بگذاراول

خوب نگات کنم . نگاهم و سکوتم در آسماني که به دنبال توست به پرواز

حس درمياد . خيلي جالبه که ما آدما وقتي به آسمون نگاه ميکنيم

بيشتر تو را لمس ميکنيم .انگار يک جايي توي آسمون نشستي و داري ما

را نظاره ميکني . خدايا ميدونم وقتي به بن بست ميرسم باهات تنها

ميشم و حرف ميزنم و ازت راهنمايي ميخوام و باهات درد دل ميکنم و دعا ميکنم

تاکارم راه بيفته . تو که ديگه اخلاق آدمات را ميدوني . خدايا کاش

وقتي در اوج شادي هم هستيم تو را ياد ميکرديم و دو رکعی نماز شکر

ميخونديم که سپاسگزار لطف و کرم تو باشيم .

خدايا دست مارا بگير و رها مکن حتي اگه خودمون با

بي احتياطي اونو رها کرديم . گاهي مثل بچه ها اين فرشتگان بيگناه و پاک آرزو

ميکنم يک جايي در کنارت مينشستم و از همه مخاطرات و اين تلخي هاي


زندگي رها ميشدم و با عطر دلنواز کرمت و لذت حضورت به آرامش ميرسيدم.
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار وانتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی سوز نی آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر اذر زدن

عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست
وقتی خواستم زندگی کنم ،راهم را بستند،

وقتی خواستم ستایش کنم،گفتند خرافات است

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است
ساده دل ،ساده دل

این منم اون ساده دل که به عشقت داده دل

آی نگاه کن زیر پات زیر پات افتاده دل

آی به دل آتیش نزن عشق تو امیدشه

غم شده مهمون دل چه عزیزی پیش شه

ساده دل ،ساده دل

ساده دل هرگز نمی گفت از شب و شب قصه ی بی خوا بی هاش

ساده دل فهمیده بود تو عاشقی صادق نمی مونی باهاش

ساده دل

یک شب عاشق تر شد و راهی می خونه شد

باده خورد و گریه کرد عاقبت دیوونه شد

ساده دل

پشت خونت اومدش سر به دیوارا زدش

عاشق عشق تو بود با همون خوب و بدش

این منم اون ساده دل که به عشقت داده دل

آی نگاه کن زیر پات زیر پات افتاده دل

ساده دل

اون یه رنگ نابلد خسته از دنیای بد

دل به عشقت داد و رفت سر به کوه دره زد

این منم اون ساده دل که به عشقت داده دل

آی نگاه کن زیر پات زیر پات افتاده دلامیدم را مگیر از من خدایاخدایا

دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا

از حریم دلم رفته رنگ هوس

درد خود به که گویم در درون قفس

بس که دست قضا بسته بال مرا

روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس

میرنم فریاد هر چه بادا باد

وای از این طوفان وای از این بیداد



وقتی خواستم گریستن ،گفتند دروغ است

وقتی خواستم خندیدن،گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم


عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره در دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود

 

امیدم را مگیر از من خدایاخدایا

دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا

از حریم دلم رفته رنگ هوس

درد خود به که گویم در درون قفس

بس که دست قضا بسته بال مرا

روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس

میرنم فریاد هر چه بادا باد

وای از این طوفان وای از این بیداد

امیدم را مگیر از من خدایاخدایا

دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا

از حریم دلم رفته رنگ هوس

درد خود به که گویم در درون قفس

بس که دست قضا بسته بال مرا

روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس

میرنم فریاد هر چه بادا باد

وای از این طوفان وای از این بیداد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 21:4  توسط امید  |